خرید بک لینک
دلم برت تنگ شده...اما من... من میتونم این دوری رو تحمل کنم... به فاصله ها فکر نمیکنم...میدونی چرا؟؟اخه...جای نگات رونگام مونده... هنوز عطر دستات رواز دستام میتونم استشمام کنم... رداحساست رو دلم جامونده..میتونم تپش های قلبت را بشمارم... چشمای بی قرارت هنوز دارن باهام حرف میزنن...حالا چطور بگم تنهام؟؟ چطور بگم تونیستی؟؟چطور بگم بامن نیستی؟؟اره!خودت میدونی... میدونی که همیشه بامنی...میدونی که تو توی لحظه لحظه های من جاری هستی...

برچسب: نویسنده: رویا سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 21:25

صفحه بندی